پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۲

دور از تو گر دمی به گلستان نشسته‌ام

همچون گناهکار به زندان نشسته‌ام

نخل خزان رسیدهٔ گلزار هستی‌ام

برگم به باد رفته و عریان نشسته‌ام

اینجا که سر امانت تیغ فنا بود

سودا نگر که در غم سامان نشسته‌ام

اغیار دامن تو گرفتند و من چو گل

در خون ز رشک تا به گریبان نشسته‌ام

آیینهٔ شکستهٔ بزم زمانه‌ام

چین بر جبین فکنده و حیران نشسته‌ام

کاری ز من نیاید و جای نمی‌رسم

مانند تیر بی‌پر و پیکان نشسته‌ام

سودا به زلف یار نکردم گذشت عمر

با خاطر شکسته پریشان نشسته‌ام

تصویر پشت آیینه‌ام با وجود قرب

بی‌بهره از توجه خوبان نشسته‌ام

قید لباس بس که مرا تنگ داشتست

واقف به جامه دست و گریبان نشسته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۴دل خریدار تو باشد من خریدار دلم
  2. شمارهٔ ۷۳۵ز چاک سینه چو احوال دل نظاره کنم
  3. شمارهٔ ۷۳۶هرچند که ناتوان عشقم
  4. شمارهٔ ۷۳۷امروز من عجب می پرزور خورده‌ام
  5. شمارهٔ ۷۳۸عیش دنیا همه غم بود نمی‌دانستم
  6. شمارهٔ ۷۳۹دلم تا کی رود از دست دلداری به‌دست آرم
  7. شمارهٔ ۷۴۰گاهی به شهر و گاه به صحرا گریستم
  8. شمارهٔ ۷۴۱باز آمدم بر تو به حالی که داشتم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.