پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۴

تا به داغ او سری می‌داشتم

شمع‌سان تاج سری می‌داشتم

می‌گرفتم از هوا تیر تو را

من اگر بال و پیری می‌داشتم

این‌چنین یکسان نمی‌گشتم به خاک

غیر ازین در گر دری می‌داشتم

می‌زدم صد غوطه در دریای خون

گر امیدی گوهری می‌داشتم

از سرم وا شد دل من خوب شد

من ازو دردسری می‌داشتم

کاش جای کاو کاو غمزه‌اش

در رگ جان نشتری می‌داشتم

شد نصیب آیینه را دیدار او

کاش من هم جوهری می‌داشتم

می‌کشیدم سر به رسوایی اگر

همچو مجنون همسری می‌داشتم

داغ می‌کردم دل افسرده را

لاله‌سان گر اخگری می‌داشتم

مرده بودم خشک لب در راه عشق

گر نه مژگان تری می‌داشتم

برد سیل اشک از کویش مرا

کاش واقف لنگری می‌داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۶نمی‌کردم شب هجران اگر زاری چه می‌کردم
  2. شمارهٔ ۷۲۷گل زد از شعلهٔ داغ تو به سر دستارم
  3. شمارهٔ ۷۲۸تا سیه شد از خط مشکین جانان خانه‌ام
  4. شمارهٔ ۷۲۹به یک عالم مصیبت جان و دل را مبتلا دیدم
  5. شمارهٔ ۷۳۰خوبا خیال چون تو نگاری گرفته‌ایم
  6. شمارهٔ ۷۳۱نیست امروز که با عشق ندیم است دلم
  7. شمارهٔ ۷۳۲دور از تو گر دمی به گلستان نشسته‌ام
  8. شمارهٔ ۷۳۳برد سرمایه ابر از چشم گریانی که من دارم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.