پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۵

رفتی و نقش پای تو دیدم گریستم

نام تو را ز هر که شنیدم گریستم

مانند کودکی که شود تلخ کام او

تا زهر دوری تو چشیدم گریستم

گردید صرف گریه سراپای من چو شمع

پایان کار خویش ندیدم گریستم

رسوای گریه از چه شوم شمع نیستم

از بزم او کناره گزیدم گریستم

می‌خواستم که نامهٔ شوقت رقم کشم

هوی به‌سان خامه کشیدم گریستم

ای دل به کربلای محبت شدی شهید

در ماتم تو جامه دریدم گریستم

از یاد قامت تو چو آب روان به باغ

خود را به پای سرو کشیدم گریستم

از یاد قامت تو چو آب روان به باغ

خود را به پای سرو کشیدم گریستم

در خواب دست من به میانش رسیده بود

وا گشت چشم هیچ ندیدم گریستم

واقف گذشت عمر گرامی و من ز درد

دامن به فرق خویش کشیدم گریستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۷گل زد از شعلهٔ داغ تو به سر دستارم
  2. شمارهٔ ۷۲۸تا سیه شد از خط مشکین جانان خانه‌ام
  3. شمارهٔ ۷۲۹به یک عالم مصیبت جان و دل را مبتلا دیدم
  4. شمارهٔ ۷۳۰خوبا خیال چون تو نگاری گرفته‌ایم
  5. شمارهٔ ۷۳۱نیست امروز که با عشق ندیم است دلم
  6. شمارهٔ ۷۳۲دور از تو گر دمی به گلستان نشسته‌ام
  7. شمارهٔ ۷۳۳برد سرمایه ابر از چشم گریانی که من دارم
  8. شمارهٔ ۷۳۴دل خریدار تو باشد من خریدار دلم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.