پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۶

نمی‌کردم شب هجران اگر زاری چه می‌کردم

چه می‌کردم برای دفع بیکاری چه می‌کردم

قفس شد دل‌نشین زان سان که گلشن رفت از یادم

وگرنه من در ایام گرفتاری چه می‌کردم

من از خود رفته بودم امشب از ذوق خیال او

نمی‌کردی اگر دل میهمانداری چه می‌کردم

به امید جفایی صد تغافل از تو می‌بینم

اگر می‌داشتم چشم وفاداری چه می‌کردم

شب هجر تو مرگم موجب صدگونه راحت شد

اگر خوابم نبردی من به بیداری چه می‌کردم

نکو کردم برآوردم به‌طور زلف او خود را

نمی‌کردم اگر آشفته اطواری چه می‌کردم

درین گلشن به حرفم گر نمی‌انداخت گوش آن گل

چو بلبل من به این شوریده‌گفتاری نمی‌کردم چه می‌کردم

تن تنها رقیبم می‌دهد آزار بیش از حد

سگ کویت به او می‌کرد اگر یاری چه می‌کردم

به اندک زخم شمشیر تغافل مردنی گشتم

خدا ناخواسته بودی اگر کاری چه می‌کردم

هوای هرزه‌گردی‌ها چو سیلم برده بود از جا

نمی‌دیدم اگر از دشت همواری چه می‌کردم

به نقد جان به نقد دل به نقد دین اگر واقف

نمی‌کردم غم او را خریداری چه می‌کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۸تا سیه شد از خط مشکین جانان خانه‌ام
  2. شمارهٔ ۷۲۹به یک عالم مصیبت جان و دل را مبتلا دیدم
  3. شمارهٔ ۷۳۰خوبا خیال چون تو نگاری گرفته‌ایم
  4. شمارهٔ ۷۳۱نیست امروز که با عشق ندیم است دلم
  5. شمارهٔ ۷۳۲دور از تو گر دمی به گلستان نشسته‌ام
  6. شمارهٔ ۷۳۳برد سرمایه ابر از چشم گریانی که من دارم
  7. شمارهٔ ۷۳۴دل خریدار تو باشد من خریدار دلم
  8. شمارهٔ ۷۳۵ز چاک سینه چو احوال دل نظاره کنم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.