پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۰

خوبا خیال چون تو نگاری گرفته‌ایم

گوش زمانه کر که چه یاری گرفته‌ایم

شد عمرها که جاری به غاری گرفته‌ایم

غاری برای خاطر یاری گرفته‌ایم

آسان نچیده‌ایم گل وصل چون حنا

خون گشته‌ایم و دست نگاری گرفته‌ایم

دامن مزن بر آتش ما ای نسیم عشق

کز سینه‌های گرم شراری گرفته‌ایم

آیینه‌خاطریم ولیکن ز چندگاه

در خاکدان دهر غباری گرفته‌ایم

ای چشم یار چیست تغافل به حال ما

دنبالهٔ تو از پی کاری گرفته‌ایم

در صیدگاه وصل تو همچون شکاریان

جای کمین به بوتهٔ خاری گرفته‌ایم

پرفتنه شد جهان و پرآشوب شد زمان

ما از میان رمیده کناری گرفته‌ایم

فرهاد کوه کند و بیابان دوید قیس

ما هم ز عشق رخصت کاری گرفته‌ایم

در عهد زلف یار که عمرش دراز باد

عمریست دامن شب تاری گرفته‌ایم

واقف ز دست ما نتوان داغ را گرفت

این گل ز دست لاله‌عذاری گرفته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۲دور از تو گر دمی به گلستان نشسته‌ام
  2. شمارهٔ ۷۳۳برد سرمایه ابر از چشم گریانی که من دارم
  3. شمارهٔ ۷۳۴دل خریدار تو باشد من خریدار دلم
  4. شمارهٔ ۷۳۵ز چاک سینه چو احوال دل نظاره کنم
  5. شمارهٔ ۷۳۶هرچند که ناتوان عشقم
  6. شمارهٔ ۷۳۷امروز من عجب می پرزور خورده‌ام
  7. شمارهٔ ۷۳۸عیش دنیا همه غم بود نمی‌دانستم
  8. شمارهٔ ۷۳۹دلم تا کی رود از دست دلداری به‌دست آرم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.