پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۳

بر سر کوی وفا می‌گریم

چشم بد دور به‌جا می‌گریم

چون کنم گریه میا بر سر من

که بلا هوش ربا می‌گریم

دل آن شوخ مگر نرم کنم

سخت هنگام دعا می‌گریم

گریه آب رخ من ریخت به خاک

وای من باز چرا می‌گریم

بی‌دماغم ز مصیب زده‌ها

می‌روم دور و جدا می‌گریم

بی‌سبب نیست لباسم گلگون

بهر آن سرخ قبا می‌گریم

منعم از گریه چه حاصل که چو شمع

تا رمق هست مرا می‌گریم

اشک‌ریزان روم از شهر به دشت

از کجا تا به کجا می‌گریم

واقف از سایهٔ بالای کسی

مبتلایم به بلا می‌گریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۵رفتی و نقش پای تو دیدم گریستم
  2. شمارهٔ ۷۲۶نمی‌کردم شب هجران اگر زاری چه می‌کردم
  3. شمارهٔ ۷۲۷گل زد از شعلهٔ داغ تو به سر دستارم
  4. شمارهٔ ۷۲۸تا سیه شد از خط مشکین جانان خانه‌ام
  5. شمارهٔ ۷۲۹به یک عالم مصیبت جان و دل را مبتلا دیدم
  6. شمارهٔ ۷۳۰خوبا خیال چون تو نگاری گرفته‌ایم
  7. شمارهٔ ۷۳۱نیست امروز که با عشق ندیم است دلم
  8. شمارهٔ ۷۳۲دور از تو گر دمی به گلستان نشسته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.