پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۲

رفتم که کسی به هم رسانم

فریادرسی به هم رسانم

چون نی از دست من بنالد

گر هم‌نفسی به هم رسانم

گشتم از آشیانه دلگیر

زین پس قفسی به هم رسانم

زین درد گرت هنوز بس نیست

من درد بسی به هم رسانم

چون عشق پسند خاطرش نیست

من هم هوسی به هم رسانم

واقف زین ناکسان ملولم

رفتم که کسی به هم رسانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۴تا به داغ او سری می‌داشتم
  2. شمارهٔ ۷۲۵رفتی و نقش پای تو دیدم گریستم
  3. شمارهٔ ۷۲۶نمی‌کردم شب هجران اگر زاری چه می‌کردم
  4. شمارهٔ ۷۲۷گل زد از شعلهٔ داغ تو به سر دستارم
  5. شمارهٔ ۷۲۸تا سیه شد از خط مشکین جانان خانه‌ام
  6. شمارهٔ ۷۲۹به یک عالم مصیبت جان و دل را مبتلا دیدم
  7. شمارهٔ ۷۳۰خوبا خیال چون تو نگاری گرفته‌ایم
  8. شمارهٔ ۷۳۱نیست امروز که با عشق ندیم است دلم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.