پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۵

گرچه احوال بسی درهم و برهم دارم

کردهٔ طره یار است چرا غم دارم

آن پری می‌رمد از من چه گنه دید آیا

مگر این است که من صورت آدم دارم

گفتی‌ام هرچه دلت خواست ولیکن بشنو

گله‌آمیز حدیثی ز تو من هم دارم

گرچه تسلیم بود شیوهٔ عاشق لیکن

ناصحا پند تو حاشا که مسلم دارم

گریهٔ من خلف سلسلهٔ طوفان است

از سر نو سر ویرانی عالم دارم

همنشین گر نمکت هست به زخمم بفشان

صحبت بی‌مزه تا چند به مرهم دارم

عید در هجر توام ماتم دیگر باشد

قسمتم بین که به سالی دو محرم دارم

آرزونامهٔ من چون به تو یارب برسد

نه کبوتر من درمانده نه آدم دارم

کی به شمشیر من از دست دهم زنجیرت

ربط با سلسلهٔ زلف تو محکم دارم

بود دل محرم دیرینهٔ من خون شد و رفت

همدمی نیست کنون اشک دمادم دارم

رفت واقف ز برم یار عزیزی چون دل

می‌کنم گریه ز غم تا به جگر نم دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۷خوشا روزی که من این رنج غربت در وطن گویم
  2. شمارهٔ ۷۵۸به گلشن وصف رویت کردم و گل را خجل کردم
  3. شمارهٔ ۷۵۹ما دل صدپاره در فکر شراب انداختیم
  4. شمارهٔ ۷۶۰بر بیگانه گاهی گاه پیش خویش می‌نالم
  5. شمارهٔ ۷۶۱به دل گفتم از جور گردون نگردیم
  6. شمارهٔ ۷۶۲در گریه به دولت تو ممتازم
  7. شمارهٔ ۷۶۳ز بی‌مهری چرخ از مهربانی دور افتادم
  8. شمارهٔ ۷۶۴با خود از دوستیش این همه دشمن کردم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.