پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۴

خزان رسید و پی غمگساریی چمنم

شکسته رنگ ز بیمارداریی چمنم

چمن ز دوریت ای گل به خاک یکسان شد

بیا که سوخت دل از خاکساریی چمنم

به دل شکست مرا خار بی‌وفایی گل

دگر نماند سر دوستداریی چمنم

چو غنچه پیرهنم پاره کرد باد بهار

شگفت عاقبت این گل ز یاری چمنم

رقم همیشه کنم ماجرای بلبل و گل

بهار داده وقایع نگاری چمنم

ز دست رفت گل و زخم خار بر هم خورد

نماند هیچ به کف یادگاریی چمنم

اگرچه در قفسم عرصه تنگ شد واقف

ولیک زنده به امیدواری چمنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۶غم و غصه جای دیگر می‌برم
  2. شمارهٔ ۷۵۷خوشا روزی که من این رنج غربت در وطن گویم
  3. شمارهٔ ۷۵۸به گلشن وصف رویت کردم و گل را خجل کردم
  4. شمارهٔ ۷۵۹ما دل صدپاره در فکر شراب انداختیم
  5. شمارهٔ ۷۶۰بر بیگانه گاهی گاه پیش خویش می‌نالم
  6. شمارهٔ ۷۶۱به دل گفتم از جور گردون نگردیم
  7. شمارهٔ ۷۶۲در گریه به دولت تو ممتازم
  8. شمارهٔ ۷۶۳ز بی‌مهری چرخ از مهربانی دور افتادم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.