پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۰

شکوه‌ها کز روزگار ناموافق می‌کنم

خوب اگر فهمی ز یار ناموافق می‌کنم

سبحه گردانم به آن دستی که ساغر می‌کشم

من به یک دست این دو کار ناموافق می‌کنم

فصل گل آمد ز من شور جنونی گل نکرد

خاک بر سر زین بهار ناموافق می‌کنم

گشت بد آب و هوای کویش ز اشک و آه غیر

خیر باد این دیار ناموافق می‌کنم

زلف از دستم کشیدی روی گرداندی ز من

شکوه از لیل و نهار ناموافق می‌کنم

مشت خونم از حنا واقف ندارد پای کم

می‌روم نذر نگار ناموافق می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۲ناامید از مهر و ماهی می‌روم
  2. شمارهٔ ۷۷۳فتاد از دست من دل با که گویم
  3. شمارهٔ ۷۷۴سبک گشتم به چشمت وز تو دیدم سرگرانی هم
  4. شمارهٔ ۷۷۵آه سرد خود اگر مطلق عنان می‌ساختم
  5. شمارهٔ ۷۷۶شب هجر تو کی در دیده راه خواب می‌دادم
  6. شمارهٔ ۷۷۷خون گشت دل از داغ جفای تو جگر هم
  7. شمارهٔ ۷۷۸خواهم که بر یار دل‌آزار بگریم
  8. شمارهٔ ۷۷۹غمین گشتم ز پیری شادمانی از کجا آرم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.