پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۲

ناامید از مهر و ماهی می‌روم

با عجب روز سیاهی می‌روم

کشتی طاقت تباهی گشت آه

آه با حال تباهی می‌روم

خاک بر سر سینه چاک افغان به لب

باده خواهم پیش شاهی می‌روم

بی‌گناهم وز حریم عصمتش

تهمت‌آلود گناهی می‌روم

بهر این جرمی نکرده پیش او

چون ندارم عذرخواهی می‌روم

می‌روم راهی و آهی می‌کشم

می‌کشم آهی و راهی می‌روم

گر نسیمی می‌رسید از کوی دوست

من ز جا چون برگ کاهی می‌روم

بس که در طاقت تنک سرمایه‌ام

چون حباب از خود به آهی می‌روم

صیدم و مشتاق زخم کاری‌ام

بر سر تیر نگاهی می‌روم

دل به صد ره می‌رود معذور دار

گر من از راهی به راهی می‌روم

راست گویم از چه کج‌کج می‌روم

در هوای کج‌کلاهی می‌روم

نیست راه واقف مرا در بزم یار

همره دل گاه گاهی می‌روم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۴سبک گشتم به چشمت وز تو دیدم سرگرانی هم
  2. شمارهٔ ۷۷۵آه سرد خود اگر مطلق عنان می‌ساختم
  3. شمارهٔ ۷۷۶شب هجر تو کی در دیده راه خواب می‌دادم
  4. شمارهٔ ۷۷۷خون گشت دل از داغ جفای تو جگر هم
  5. شمارهٔ ۷۷۸خواهم که بر یار دل‌آزار بگریم
  6. شمارهٔ ۷۷۹غمین گشتم ز پیری شادمانی از کجا آرم
  7. شمارهٔ ۷۸۰دیدهٔ اشکبار می‌خواهم
  8. شمارهٔ ۷۸۱نخست آن کس که شد در عشق او افسانه من بودم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.