پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۱

در خواب همچو روی تو روی ندید چشم

زان‌رو تو را ز جمله نکویان گزید چشم

خواهم به گوشه‌ای که نباشند مردمان

گویم به یار از غم دل آنچه دید چشم

رفتی و همچون قطرهٔ اشک از گداز شوق

از خانه در قفای تو بیرون دوید چشم

بفرست بوی پیرهن خویش با صبا

مپسند اینکه از تو شود ناامید چشم

در اشکباری ابر سیه شد طرف به من

ای گریه همتی که شود او سفید چشم

ای طائر خجسته یکی از درم درآ

تا کی در انتظار تو خواهد پرید چشم

واقف چه‌سان به مجلس می جلوه‌گر شود

شوخی که از حباب می او رسید چشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۳فتاد از دست من دل با که گویم
  2. شمارهٔ ۷۷۴سبک گشتم به چشمت وز تو دیدم سرگرانی هم
  3. شمارهٔ ۷۷۵آه سرد خود اگر مطلق عنان می‌ساختم
  4. شمارهٔ ۷۷۶شب هجر تو کی در دیده راه خواب می‌دادم
  5. شمارهٔ ۷۷۷خون گشت دل از داغ جفای تو جگر هم
  6. شمارهٔ ۷۷۸خواهم که بر یار دل‌آزار بگریم
  7. شمارهٔ ۷۷۹غمین گشتم ز پیری شادمانی از کجا آرم
  8. شمارهٔ ۷۸۰دیدهٔ اشکبار می‌خواهم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.