پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۸

خواهم که بر یار دل‌آزار بگریم

چندان‌که کند در دل افگار بگریم

خونی که به دل کرد مرا درد جدایی

گر دست دهد وصل تو یک‌بار بگریم

بیزار شد از زاری من یار چه سازم

بنشینم و بر زاری خود زار بگریم

ای کان ملاحت نمکی لطف نکردی

حرمانزده‌ام بر دل افگار بگریم

ضائع چه کنی وقت من غمزده ناصح

برخیز کنم ناله و بگذار بگریم

نازک‌دلی‌ام رفت درین بادیه تا کی

چون آبله از کاوش هر خار بگریم

واقف اگر افتد به کفم دامن وصلش

عهد است که خون گریم و بسیار بگریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۰دیدهٔ اشکبار می‌خواهم
  2. شمارهٔ ۷۸۱نخست آن کس که شد در عشق او افسانه من بودم
  3. شمارهٔ ۷۸۲تا به کی از ستمش آه کنم
  4. شمارهٔ ۷۸۳گشتم دو تا ز درد به یکتایی‌ات قسم
  5. شمارهٔ ۷۸۴سراسر خشک دیدم مزرع خود تا نظر کردم
  6. شمارهٔ ۷۸۵به گلشن پیش آن نازآفرین چشم
  7. شمارهٔ ۷۸۶همان بهتر که من از آستانش زود برخیزم
  8. شمارهٔ ۷۸۷قطرهٔ اشکی به صد خون جگر پیدا کنم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.