پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۱

هر کرا رفت دل از دست حزین من بودم

هر که گردید غمین چین به جبین من بودم

نبرد نام من امروز کسی در بزمت

یاد روزی که دران حلقه نگین من بودم

دوش جولانگریت گرد برآورد از من

هر کجا رخش تو می‌تاخت زمین من بودم

باختی نرد محبت به رقیبان افسوس

در رهت باخته جان و دل و دین من بودم

گرچه در بادیهٔ عشق تو صیاد بسی است

آنکه بنشست نخستین به کمین من بودم

بر سر راه تو نقش قدم غیر نبود

که سر کوچهٔ غم خاک‌نشین من بودم

محرم راز تو شد هرکس و ناکس امروز

پیش ازین واقف سر تو همین من بودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۳چون جانب او قاصدی از ناله فرستم
  2. شمارهٔ ۷۵۴خزان رسید و پی غمگساریی چمنم
  3. شمارهٔ ۷۵۵گرچه احوال بسی درهم و برهم دارم
  4. شمارهٔ ۷۵۶غم و غصه جای دیگر می‌برم
  5. شمارهٔ ۷۵۷خوشا روزی که من این رنج غربت در وطن گویم
  6. شمارهٔ ۷۵۸به گلشن وصف رویت کردم و گل را خجل کردم
  7. شمارهٔ ۷۵۹ما دل صدپاره در فکر شراب انداختیم
  8. شمارهٔ ۷۶۰بر بیگانه گاهی گاه پیش خویش می‌نالم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.