پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۵

صبح خندید ای دل خوابیده چشمی باز کن

گریهٔ بر رغم این پیر خنک آغاز کن

دور چشم بد در آتش کرده‌ای جا ای سپند

گر ز تنهایی دلت سوزد مرا آواز کن

از نگاه سرمه‌سا بستی زبان ناله‌ام

ای سرت گردم علاج گریهٔ غماز کن

کین به عاشق مهر با اهل هوس رسم کجاست

دل‌ربایی می‌کنی باری به یک انداز کن

آخر کار تو ای فرهاد چون سر بازی است

آنچه در انجام خواهی کرد در آغاز کن

همچو نی صد نالهٔ جانسوز دارم در گره

یک دمم با خود به رسم امتحام دمساز کن

پر مکدر گشته طرز شیونت ای عندلیب

بی‌دماغم ناله در آهنگ دیگر ساز کن

تا به کی باشی زمین گیر از گران جانی چو سنگ

در هوای نیستی خود را شرر پرواز کن

تا گرفته صید ازین نخجیرگه نتوان گذشت

هست اگر ذوق شکارت چشم عبرت باز کن

تابه کی اطناب خواهی کرد واقف در سخن

قصهٔ زلفش دراز افتاده است ایجاز کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۷ماند واپس به رهت دین و دل و جان از من
  2. شمارهٔ ۸۳۸کار ما گذشت از کار فکر ما خدا را کن
  3. شمارهٔ ۸۳۹چون سیل روم در طلب دوست شتابان
  4. شمارهٔ ۸۴۰دل رفت ز من پی نکویان
  5. شمارهٔ ۸۴۱سرمه‌سا چشم تو کرد این همه بیداد به من
  6. شمارهٔ ۸۴۲کشم از خار خار گل‌عذاران
  7. شمارهٔ ۸۴۳دل دید ز بس که خواری من
  8. شمارهٔ ۸۴۴ای چرخ بعد مرگ ز خاکم پیاله کن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.