پرش به محتوای اصلی
عرفی

عرفی

غزلیات

۵۷۳ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱ چون سنگ وفا به دست گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲ آن را که مراد حال باشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳ نگرفتم از تو جامی، سرم این خمار دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴ از دیده ام کدام نفس خون نمی رود
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵ مرا چو شب هجر اضطراب بگدازد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶ هر چه بگزیدم از آن کیش برهمن به بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷ هم نوای بلبل و هم صوت زاغم می گزد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸ مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند
  9. غزل شمارهٔ ۲۴۹ نسیم صبح چو برگ سمن فروریزد
  10. غزل شمارهٔ ۲۵۰ آن کو چو من از عشق پریشان ننشیند
  11. غزل شمارهٔ ۲۵۱ کسی می طربم در ایاغ می ریزد
  12. غزل شمارهٔ ۲۵۲ ز روی آتش سوزان اگر خاشاک می روید
  13. غزل شمارهٔ ۲۵۳ غم تو نیست، به عیش جهان که پردازد
  14. غزل شمارهٔ ۲۵۴ دم مردن ز شوق آن که یار دلنواز آید
  15. غزل شمارهٔ ۲۵۵ گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد
  16. غزل شمارهٔ ۲۵۶ نغمه ای کز ره تاثیر به شیون نکشد
  17. غزل شمارهٔ ۲۵۷ جان ز شوق لبت شکر خاید
  18. غزل شمارهٔ ۲۵۸ کو شورشی که صحبت شادی به هم خورد
  19. غزل شمارهٔ ۲۵۹ به یادم هرگز آن نخل قد موزون نمی آید
  20. غزل شمارهٔ ۲۶۰ هر که حرصش گام زد، کامش روا هرگز نشد
  21. غزل شمارهٔ ۲۶۱ ز شهر دل به گوشم هر نفس فریاد می آید
  22. غزل شمارهٔ ۲۶۲ مرا ز غمکدهٔ سینه داغ می روید
  23. غزل شمارهٔ ۲۶۳ جماعتی که به ناموس ونام می گفتند
  24. غزل شمارهٔ ۲۶۴ کسی کو در تب عشق تو نبض خویشتن گیرد
  25. غزل شمارهٔ ۲۶۵ اهل معنی دوش بر دوش عقولم دیده اند
  26. غزل شمارهٔ ۲۶۶ اهل همت لب از دعا بستند
  27. غزل شمارهٔ ۲۶۷ ز ننگ عافیت بازم دل شرمنده می سوزد
  28. غزل شمارهٔ ۲۶۸ چه پرسی ام که به جانت هوای ما چه کند
  29. غزل شمارهٔ ۲۶۹ زاهد بتکدهٔ عشق هراسان نرود
  30. غزل شمارهٔ ۲۷۰ کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند
  31. غزل شمارهٔ ۲۷۱ دل خانه در این عالم ویرانه نگیرد
  32. غزل شمارهٔ ۲۷۲ هر کس که در بهار به صحرا برون رود
  33. غزل شمارهٔ ۲۷۳ خوبان شهر بین که در این مسکن من اند
  34. غزل شمارهٔ ۲۷۴ گر خدا یار دلنواز نداد
  35. غزل شمارهٔ ۲۷۵ خوش آن که حیرتم از جلوهٔ جمال تو باشد
  36. غزل شمارهٔ ۲۷۶ ز چشمم آب حسرت می تراود
  37. غزل شمارهٔ ۲۷۷ بیا که در چمن انتظار آب نماند
  38. غزل شمارهٔ ۲۷۸ دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد
  39. غزل شمارهٔ ۲۷۹ هر جا که هست او غمزه زن، آن غمزه آیین می برد
  40. غزل شمارهٔ ۲۸۰ تشته لب رفتم به جنت ، چشمهٔ کوثر نبود
  41. غزل شمارهٔ ۲۸۱ بنازم شیشهٔ می را ، که خوش مستانه می گرید
  42. غزل شمارهٔ ۲۸۲ به لحد چگونه زین غم، دلم آرمیده باشد
  43. غزل شمارهٔ ۲۸۳ عشق کو کز دل و دین نام و نشان گم باشد
  44. غزل شمارهٔ ۲۸۴ ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید
  45. غزل شمارهٔ ۲۸۵ فلک سای و غم صهبا،کسی هشیار کی ماند
  46. غزل شمارهٔ ۲۸۶ گفتگو عین صداع است ، ار چه سر گوشی بود
  47. غزل شمارهٔ ۲۸۷ بیار باده که جانم دمی ز ناله بر آید
  48. غزل شمارهٔ ۲۸۸ کسی به دور محبت خمار خم نکشد
  49. غزل شمارهٔ ۲۸۹ بهشت خاص شما زاهدان، نماز کنید
  50. غزل شمارهٔ ۲۹۰ به رغم توبهٔ من چون لبت پیاله بنوشد
  51. غزل شمارهٔ ۲۹۱ دلم ز گوشهٔ گلخن به طوف باغ آمد
  52. غزل شمارهٔ ۲۹۲ مگر لب تو قرین شراب می گردد
  53. غزل شمارهٔ ۲۹۳ برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد
  54. غزل شمارهٔ ۲۹۴ از پی صید دگر، تا بجهاندی سمند
  55. غزل شمارهٔ ۲۹۵ دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود
  56. غزل شمارهٔ ۲۹۶ گر محبت حمله بر ناموس کفار آورد
  57. غزل شمارهٔ ۲۹۷ دوش دل آرایش بزمش تمنا کرده بود
  58. غزل شمارهٔ ۲۹۸ ای گریه ریزشی، که بلا کم نمی شود
  59. غزل شمارهٔ ۲۹۹ کدام لحظه دلم گرد غم نمی‌گردد
  60. غزل شمارهٔ ۳۰۰ دودی ز دل برآمد و خون جوش می زند

متن اشعار به نقل از گنجور.