پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۸

کسی به دور محبت خمار خم نکشد

که در کشد قدح زهر، درد هم نکشد

تو را عبادت و مارا محبت ای زاهد

بهل که کار به نادانی قلم نکشد

بسوز برهمنا سبحهٔ دیدهٔ ناقوس

که ننگ نسبت ما دیر چون حرم نکشد

چو دود سینهٔ من سایه بان زند فردا

ز آفتاب قیامت کسی الم نکشد

همان به است که عرفی به بزم درویشان

سفال جوید و منت جام جم نکشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۰به رغم توبهٔ من چون لبت پیاله بنوشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۱دلم ز گوشهٔ گلخن به طوف باغ آمد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۲مگر لب تو قرین شراب می گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۳برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۴از پی صید دگر، تا بجهاندی سمند
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۵دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۶گر محبت حمله بر ناموس کفار آورد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۷دوش دل آرایش بزمش تمنا کرده بود
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.