پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۷

بیار باده که جانم دمی ز ناله بر آید

هزار زمزمه از دل به یک پیاله بر آید

بشوی نامهٔ دانش، بجو رسالهٔ مستی

بود که فال مراد تو زین رساله بر آید

بنوش جامی و آسوده شو ز وسوسهٔ غم

چه غم خوری که چه سان کارت از حواله برآید

مچش که شعبدهٔ میزبان دهر بلند است

اگر به زهرنیالوده یک پیاله برآید

بدین جمال اگر بگذری به سوی گلستان

ز گلبنش گل و برگ هزار ساله برآید

به مطلبی نفکنده ست سایه ، همّتِ  عرفی

که از قبول دعاها ز دست هاله برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۹بهشت خاص شما زاهدان، نماز کنید
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۰به رغم توبهٔ من چون لبت پیاله بنوشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۱دلم ز گوشهٔ گلخن به طوف باغ آمد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۲مگر لب تو قرین شراب می گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۳برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۴از پی صید دگر، تا بجهاندی سمند
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۵دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۶گر محبت حمله بر ناموس کفار آورد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.