پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۰

به رغم توبهٔ من چون لبت پیاله بنوشد

به روی گرم تو ساقی، که خون توبه نجوشد

بهای گوهر یوسف، کسی خود او نشناسد

همان به است که او را کسی به او نفروشد

کسی به بندگی آرد، که در شمایل طاعت

در بهشت ببندد و به روی خویش نپوشد

غبار کوچهٔ راحت به دامنش ننشیند

لباس درد تو بر هر که روزگار بپوشد

نگویمت که مزن تیغ جور بر دل عرفی

رضا بده که پس از مرگ در لحد بخروشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۲مگر لب تو قرین شراب می گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۳برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۴از پی صید دگر، تا بجهاندی سمند
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۵دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۶گر محبت حمله بر ناموس کفار آورد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۷دوش دل آرایش بزمش تمنا کرده بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۸ای گریه ریزشی، که بلا کم نمی شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۹کدام لحظه دلم گرد غم نمی‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.