پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۳

برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد

طاق آتشخانه ام صد خنده بر محراب زد

مرحبا ای عشق گلبانگی که بی آشوب تو

عافیت خوش تکیه ها بر بالش سنجاب زد

موج توفان سایه هر گه بر سر کشتی فکند

مُنعم از بهر تسلی ،تکیه بر اسباب زد

کو گلاب کفر تا بر چهرهٔ ایمان زنم

گر تهی از هوش گشت و تکیه بر محراب زد

خضر آب زندگی نوشید و عرفی خون دل

این منور شعله گردید، آن قدح بر آب زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۵دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۶گر محبت حمله بر ناموس کفار آورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۷دوش دل آرایش بزمش تمنا کرده بود
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۸ای گریه ریزشی، که بلا کم نمی شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۹کدام لحظه دلم گرد غم نمی‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۰دودی ز دل برآمد و خون جوش می زند
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۱بسی در کوفتم تا یک خبر از می فروش آمد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۲دل مراد به گرد حصول می گردد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.