پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۴

ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید

جنون مست از نوای جغد در ویرانه می گرید

در این ماتم سرا، با مصلحت دانی مصاحب شو

که در بازار می خندد، و (هم) در خانه می گرید

شراب های های گریه ام، ساقی قدح می کن

که عاشق بی قدح می گرید و مستانه می گرید

ز اشکش بسترم تر شد، ولی از ناز و استغنا

بدان ماند که بر بیگانهٔ بیگانه می گرید

کجا در روز محنت غمگسار کس شود، عرفی

که می گرید به روز خویش و بی دردانه می گرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۶گفتگو عین صداع است ، ار چه سر گوشی بود
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۷بیار باده که جانم دمی ز ناله بر آید
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۸کسی به دور محبت خمار خم نکشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۹بهشت خاص شما زاهدان، نماز کنید
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۰به رغم توبهٔ من چون لبت پیاله بنوشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۱دلم ز گوشهٔ گلخن به طوف باغ آمد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۲مگر لب تو قرین شراب می گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۳برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.