پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۱

بنازم شیشهٔ می را ، که خوش مستانه می گرید

سری خم کرده و در دامن پیمانه می گرید

کسی کش کام دل شدآشنای لذت ماتم

چنان گر نوحه سازی گرید، از افسانه می گرید

دل خود را به آن خوش می کند، حسرت کش دنیا

که با خلق جهان در یک مصیبت خانه می گرید

کسی کز وادی عقل و جنون بیرون کشد خود را

نه در معموره می خندد، نه در ویرانه می گرید

مگر آمیزش پاکیزه دارد مهر محبوبان

که شمع اندر میان خنده و پروانه می گرید

کسی کو شیشه ای خالی کند ، تا پر شود چشمش

اگر با ما کشد ساغر، به یک پیمانه می گرید

جهان درمردن دل ، گریه و سوز است ، عرفی را

که گویی در عزای عاشق جانانه می گرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۳عشق کو کز دل و دین نام و نشان گم باشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۴ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۵فلک سای و غم صهبا،کسی هشیار کی ماند
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۶گفتگو عین صداع است ، ار چه سر گوشی بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۷بیار باده که جانم دمی ز ناله بر آید
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۸کسی به دور محبت خمار خم نکشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۹بهشت خاص شما زاهدان، نماز کنید
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۰به رغم توبهٔ من چون لبت پیاله بنوشد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.