پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۲

به لحد چگونه زین غم، دلم آرمیده باشد

که لبی چنان به مرگم، چو تویی گزیده باشد

اثر از نمک چو یابد، دلم از شراب دایم

که ز جام قطرهٔ می، ز لبش چکیده باشد

چو رود، ملول گردم، ز برم ، کناره سوزد

که به شومی من آیا، سخنی شنیده باشد

نبرد دل غیورم، ز خدنگ یار لذت

به کدام دل ندانم، هوسش خلیده باشد

چو رسد رفیق بر من، نگرد به گریه دایم

که به تازگی زمانی ، به رخ تو دیده باشد

دهد آن کسی به عرفی، به کمند آرمیدن

که ز غمزهٔ تو در خون، نفسی تپیده باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۴ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۵فلک سای و غم صهبا،کسی هشیار کی ماند
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۶گفتگو عین صداع است ، ار چه سر گوشی بود
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۷بیار باده که جانم دمی ز ناله بر آید
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۸کسی به دور محبت خمار خم نکشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۹بهشت خاص شما زاهدان، نماز کنید
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۰به رغم توبهٔ من چون لبت پیاله بنوشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۱دلم ز گوشهٔ گلخن به طوف باغ آمد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.