فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۰۸۱ - استقبال از حافظ ما تو را دلدار خود پنداشتیم
- شمارهٔ ۱۰۸۲ از مادر دهر تا بزادیم
- شمارهٔ ۱۰۸۳ در سر کوی غمت دل به جفا بنهادیم
- شمارهٔ ۱۰۸۴ بسیار در فراق تو زنهارها زدیم
- شمارهٔ ۱۰۸۵ در درد بمردیم و به درمان نرسیدیم
- شمارهٔ ۱۰۸۶ یاد باد آنکه عزیزان همه با هم بودیم
- شمارهٔ ۱۰۸۷ بر در لطف تو نیاز آریم
- شمارهٔ ۱۰۸۸ ما در دو جهان جز دلکی ریش نداریم
- شمارهٔ ۱۰۸۹ گفتم به دل که ای دل دانی که در چه کاریم
- شمارهٔ ۱۰۹۰ جز درگه تو راه به جایی نمیبریم
- شمارهٔ ۱۰۹۱ با سرو قد تو عشق بازیم
- شمارهٔ ۱۰۹۲ تا به کی در غم عشق تو چنین درسازیم
- شمارهٔ ۱۰۹۳ دلا تا کی به درد او بسازیم
- شمارهٔ ۱۰۹۴ بگو تا چند خون دل به غم در ساغر اندازیم
- شمارهٔ ۱۰۹۵ صبا رسید و رسانید بوی یار قدیم
- شمارهٔ ۱۰۹۶ گر نسیم کوی او دارد مسلمانان نسیم
- شمارهٔ ۱۰۹۷ چون صبا از زلف یارم هر سحر آرد نسیم
- شمارهٔ ۱۰۹۸ ما خود ز کهایم و از کدامیم
- شمارهٔ ۱۰۹۹ ما ندانیم که کِشتی غمت را رانیم
- شمارهٔ ۱۱۰۰ چه دردست این که درمانش ندانیم
- شمارهٔ ۱۱۰۱ چون تو طبیب دردی درد تو با که گویم
- شمارهٔ ۱۱۰۲ درد دل خویش با که گویم
- شمارهٔ ۱۱۰۳ در راه عشق روی تو ما بی خبر رویم
- شمارهٔ ۱۱۰۴ دل را به بوی وصل تو دادیم و میرویم
- شمارهٔ ۱۱۰۵ یارب که تو بگشای در بسته به رویم
- شمارهٔ ۱۱۰۶ تا به چند از رخ زیبای تو مهجور شویم
- شمارهٔ ۱۱۰۷ پیش چوگان جفایت صنما چون گویم
- شمارهٔ ۱۱۰۸ از وصل دری گشا به رویم
- شمارهٔ ۱۱۰۹ بهار آمد بیا تا خوش برآییم
- شمارهٔ ۱۱۱۰ چو با مهر رخ او آشناییم
- شمارهٔ ۱۱۱۱ سرگشته در این عرصه ایام چو ماییم
- شمارهٔ ۱۱۱۲ نگارا از تو دور آخر چراییم
- شمارهٔ ۱۱۱۳ در بادیه هجر تو سرگشته چو گوییم
- شمارهٔ ۱۱۱۴ به جان آمد دل از هجر حبیبان
- شمارهٔ ۱۱۱۵ از درد منال ای دل چون نیست تو را درمان
- شمارهٔ ۱۱۱۶ به خدایی که جز او نیست خداوند جهان
- شمارهٔ ۱۱۱۷ تویی لیلی تویی لیلی تویی درد مرا درمان
- شمارهٔ ۱۱۱۸ بی کنارت در میان خونم ای نازک میان
- شمارهٔ ۱۱۱۹ بار هجرت بر دلم باریست باری بس گران
- شمارهٔ ۱۱۲۰ صبا برو تو پیامی ز من به یار رسان
- شمارهٔ ۱۱۲۱ ای صبا نیست به عالم چو قدش سرو روان
- شمارهٔ ۱۱۲۲ قدم نه شاهباز ما دمی در کوی درویشان
- شمارهٔ ۱۱۲۳ ای سخت گمان سست پیمان
- شمارهٔ ۱۱۲۴ چشم و ابرویی که او دارد که دارد در جهان
- شمارهٔ ۱۱۲۵ سری دارم فدای پای جانان
- شمارهٔ ۱۱۲۶ صبا شاد آمدی از کوی جانان
- شمارهٔ ۱۱۲۷ ز باد بهاری جهان شد جوان
- شمارهٔ ۱۱۲۸ چون جهانی را تویی روح و روان
- شمارهٔ ۱۱۲۹ در چمن تا قد آن سرو روانست روان
- شمارهٔ ۱۱۳۰ جان شیرینم تویی دانی که شیرینست جان
- شمارهٔ ۱۱۳۱ چو زلف دوست برآشفت روزگار جهان
- شمارهٔ ۱۱۳۲ ای دل غمگین مدار چشم وفا از جهان
- شمارهٔ ۱۱۳۳ ای رخ مهوشت به کام جهان
- شمارهٔ ۱۱۳۴ مکن تو روی چو خورشید خود ز ما پنهان
- شمارهٔ ۱۱۳۵ شبی چو زلف سیاهت دراز و بی پایان
- شمارهٔ ۱۱۳۶ بس روز به عشق تو بریدیم بیابان
- شمارهٔ ۱۱۳۷ دلم بگرفت از تنها نشستن
- شمارهٔ ۱۱۳۸ مهر روی آن بت سیمین بدن
- شمارهٔ ۱۱۳۹ تا به کی جان و جهان در سر کارت کردن
- شمارهٔ ۱۱۴۰ روی او را کجا توان دیدن
متن اشعار به نقل از گنجور.