پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۴

بسیار در فراق تو زنهارها زدیم

فریاد عاشقانه به بازارها زدیم

همچون گل رُخت به نظر در نیامدم

بسیارها تفرّج گلزارها زدیم

دستم به قدّ سرو روانت نمی‌رسد

بسیار دست بر سر دیوارها زدیم

تدبیر راه وصل تو کردن نمی‌توان

عمری در این معامله آن جارها زدیم

شبهای تار در غم هجرانت ای صنم

بر مردمک ز شوق تو مسمارها زدیم

چون چنگ در خروشم و چون نی ز ناله زار

در راه عشق روی تو اسرارها زدیم

بر روی ما دری نگشادی ز راه وصل

سر همچو حلقه بر در تو بارها زدیم

در راه وصل اگرچه مغیلان به راه بود

ما آتشی ز آه در آن خارها زدیم

مسکین دلم ز بار غمت در جهان بسوخت

خونابها زدیده بدان بارها زدیم

گفتم که نار دل بنشانم به آب اشک

ننشست و از فراق تو زنهارها زدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۶یاد باد آنکه عزیزان همه با هم بودیم
  2. شمارهٔ ۱۰۸۷بر در لطف تو نیاز آریم
  3. شمارهٔ ۱۰۸۸ما در دو جهان جز دلکی ریش نداریم
  4. شمارهٔ ۱۰۸۹گفتم به دل که ای دل دانی که در چه کاریم
  5. شمارهٔ ۱۰۹۰جز درگه تو راه به جایی نمی‌بریم
  6. شمارهٔ ۱۰۹۱با سرو قد تو عشق بازیم
  7. شمارهٔ ۱۰۹۲تا به کی در غم عشق تو چنین درسازیم
  8. شمارهٔ ۱۰۹۳دلا تا کی به درد او بسازیم
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.