پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۶

یاد باد آنکه عزیزان همه با هم بودیم

همه دم با غم و شادی همه همدم بودیم

نیش، زنبور صفت بر دل هر کس نزدیم

به وفا عهد سپر کرده و محکم بودیم

به زکات و صدقات و به بناهای بزرگ

شکر معبود که مشهور به عالم بودیم

سالها در چمن ذوق به بستان طرب

همچو گل خنده زنان خوش دل و خرّم بودیم

با همه خلق جهان خلق و تواضع کردیم

چون صبا با همه کس یکدل و محرم بودیم

تا که خورشیدصفت بر همه کس تافته‌ایم

در سر مهر جهان دافع شبنم بودیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۸ما در دو جهان جز دلکی ریش نداریم
  2. شمارهٔ ۱۰۸۹گفتم به دل که ای دل دانی که در چه کاریم
  3. شمارهٔ ۱۰۹۰جز درگه تو راه به جایی نمی‌بریم
  4. شمارهٔ ۱۰۹۱با سرو قد تو عشق بازیم
  5. شمارهٔ ۱۰۹۲تا به کی در غم عشق تو چنین درسازیم
  6. شمارهٔ ۱۰۹۳دلا تا کی به درد او بسازیم
  7. شمارهٔ ۱۰۹۴بگو تا چند خون دل به غم در ساغر اندازیم
  8. شمارهٔ ۱۰۹۵صبا رسید و رسانید بوی یار قدیم
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.