پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۹

بهار آمد بیا تا خوش برآییم

ز دیگر عاشقان ما بر سر آییم

گل رویت یکی، بلبل فراوان

دو بلبل بر گلی خوشتر سراییم

گل رویت چو پوشد زلف مشکین

به شب نالیم و روز دیگر آییم

اگر راهم نباشد در گلستان

به عشق گل زمانی دیگر آییم

دلا صبری نما در بردباری

مگر با روز هجرانش برآییم

بگفتا من چو سرو آزاد گشتم

نگویی ما چگونه در بر آییم

نگنجد قامتم در بیت احزان

بگو ما چون شبی از در درآییم

چو از شیرین ندارم هیچ خطّی

ضرورت را به تنگ شکر آییم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۱سرگشته در این عرصه ایام چو ماییم
  2. شمارهٔ ۱۱۱۲نگارا از تو دور آخر چراییم
  3. شمارهٔ ۱۱۱۳در بادیه هجر تو سرگشته چو گوییم
  4. شمارهٔ ۱۱۱۴به جان آمد دل از هجر حبیبان
  5. شمارهٔ ۱۱۱۵از درد منال ای دل چون نیست تو را درمان
  6. شمارهٔ ۱۱۱۶به خدایی که جز او نیست خداوند جهان
  7. شمارهٔ ۱۱۱۷تویی لیلی تویی لیلی تویی درد مرا درمان
  8. شمارهٔ ۱۱۱۸بی کنارت در میان خونم ای نازک میان
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.