پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۳

در بادیه هجر تو سرگشته چو گوییم

ما شرح جفاهای تو ای دوست چه گوییم

بر باد صبا گرچه بدادی تو وفایم

ساکن شده بر خاک درت بر سر کوییم

بر دل غم هجران تواَم کوه گرانست

بر روی چو خورشید تو آشفته چو موییم

دم بی تو نیارم زدن ای دیده و هر دم

از آب دو دیده به غمت روی بشوییم

گفتم که چو شانه مگرت دست ببوسم

فریاد که در عشق تو چون سنگ و سبوییم

تا چند زنی تیغ جفا بر من مسکین

آخر نه گیاهیم که هر لحظه بروییم

بر جان و جهان گر صد از این بیش کنی جور

با مدّعیان شرح جفای تو نگوییم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۵از درد منال ای دل چون نیست تو را درمان
  2. شمارهٔ ۱۱۱۶به خدایی که جز او نیست خداوند جهان
  3. شمارهٔ ۱۱۱۷تویی لیلی تویی لیلی تویی درد مرا درمان
  4. شمارهٔ ۱۱۱۸بی کنارت در میان خونم ای نازک میان
  5. شمارهٔ ۱۱۱۹بار هجرت بر دلم باریست باری بس گران
  6. شمارهٔ ۱۱۲۰صبا برو تو پیامی ز من به یار رسان
  7. شمارهٔ ۱۱۲۱ای صبا نیست به عالم چو قدش سرو روان
  8. شمارهٔ ۱۱۲۲قدم نه شاهباز ما دمی در کوی درویشان
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.