پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۱

چو زلف دوست برآشفت روزگار جهان

از آن برفت چنین سر به سر قرار جهان

اگرچه نیست وفا در مزاج او لیکن

کجا کسی که حذر می‌کند ز کار جهان

جهان نکرد وفا با کسی و هم نکند

نهاده‌اند بدینسان مگر قرار جهان

ز بی وفایی او تنگ دل مشو زنهار

چه چاره چون که چنینست کار و بار جهان

چه شرح غصّه دوران دهم که بر دل من

هزار بار نشسته ز رهگذار جهان

جهان سفله برآورد هم به تیغ جفا

دمار ظلم و تعدّی ز روزگار جهان

کدام درد بگویم که از جفا چه نکرد

به حال زار دلم جور بی شمار جهان

نکرد راست ترازوی مهر صرّافش

از آن سبب نگرفته‌ست کس عیار جهان

اگر جهان همه گلزار بود از ستمش

نرفت در دل ریشم به غیر خار جهان

عروس چهره او رنگ و بو بسی دارد

ولی نماند به دست کسی نگار جهان

نرُست شاخ امیدی به گلشن وصلش

نچید یک گل رنگین کسی ز بار جهان

که خورد جرعه آبی ز چشمه نوشش

که دید سبزه خرّم به مرغزار جهان

که چید یک گل مهر از درخت قامت او

که عاقبت بشد از جان و سر نثار جهان

فریب و عشوه دهد او بسی ولی عاقل

کجا نهد دل و جان را به نوبهار جهان

به گرد باغ وصالش بسی بگردیدم

نبوده است بجز خون دل ثمار جهان

هلاک سروقدان و زوال ماهرخان

جزین چه بود به عالم دگر شکار جهان

شراب مستی دور زمانه گرچه خوشست

به جان تو که نیرزد دمی خمار جهان

ببرد اوّل بارم ز دست هوش و خرد

نکرد یک نظر آخر به حال زار جهان

قرار اگر نبود در جهان جهانبان را

بگو قرار که بوده‌ست در کنار جهان

غم جهان نتوان خورد بیش ازین ای دل

که پیش اهل خرد نیست اعتبار جهان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۳ای رخ مهوشت به کام جهان
  2. شمارهٔ ۱۱۳۴مکن تو روی چو خورشید خود ز ما پنهان
  3. شمارهٔ ۱۱۳۵شبی چو زلف سیاهت دراز و بی پایان
  4. شمارهٔ ۱۱۳۶بس روز به عشق تو بریدیم بیابان
  5. شمارهٔ ۱۱۳۷دلم بگرفت از تنها نشستن
  6. شمارهٔ ۱۱۳۸مهر روی آن بت سیمین بدن
  7. شمارهٔ ۱۱۳۹تا به کی جان و جهان در سر کارت کردن
  8. شمارهٔ ۱۱۴۰روی او را کجا توان دیدن
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.