فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۰۲۱ چو بلبل در هوای گلستانم
- شمارهٔ ۱۰۲۲ تا هست به عشق تو توانم
- شمارهٔ ۱۰۲۳ من ز هجران تو سرگشته و سرگردانم
- شمارهٔ ۱۰۲۴ اگرچه سوخت در غم استخوانم
- شمارهٔ ۱۰۲۵ بلبل صفت از عشق تو فریاد زنانم
- شمارهٔ ۱۰۲۶ من تو را یار خویش میدانم
- شمارهٔ ۱۰۲۷ ز سوز عشق رخت آتشیست در جانم
- شمارهٔ ۱۰۲۸ چو سروش گر به آب دیده شانم
- شمارهٔ ۱۰۲۹ در جمال رخ تو حیرانم
- شمارهٔ ۱۰۳۰ فریاد که از دست تو فریاد زنانم
- شمارهٔ ۱۰۳۱ از دست غم عشق تو فریاد کنانم
- شمارهٔ ۱۰۳۲ ناتوانم به غم عشق تو و نتوانم
- شمارهٔ ۱۰۳۳ بی رخ چون خورت ای جان به لب آمد جانم
- شمارهٔ ۱۰۳۴ من راز غم عشق تو گفتن نتوانم
- شمارهٔ ۱۰۳۵ عمریست تا چو پرگار سرگشته در جهانم
- شمارهٔ ۱۰۳۶ پشتم ز فراق شد خم
- شمارهٔ ۱۰۳۷ در سرم هست که سر در سر کار تو کنم
- شمارهٔ ۱۰۳۸ من دیده با خیال تو بر هم نمیزنم
- شمارهٔ ۱۰۳۹ گر خرامی پیش ما در دیدگان جایت کنم
- شمارهٔ ۱۰۴۰ گفتم که یک شبی سوی جانان گذر کنم
- شمارهٔ ۱۰۴۱ بخت اگر یاری دهد یارش کنم
- شمارهٔ ۱۰۴۲ پیش رویش جان و دل قربان کنم
- شمارهٔ ۱۰۴۳ گفته بودی از لبت درمان کنم
- شمارهٔ ۱۰۴۴ تا به کی درد غمت پنهان کنم
- شمارهٔ ۱۰۴۵ درد ما را با غمت چون نیست درمان چون کنم
- شمارهٔ ۱۰۴۶ دل ز تنهایی به جان آمد ندانم چون کنم
- شمارهٔ ۱۰۴۷ تا به چند این دیده را در هجر تو جیحون کنم
- شمارهٔ ۱۰۴۸ جز غم چو نیست حاصل ایام چون کنم
- شمارهٔ ۱۰۴۹ تا به کی دل را ز درد عشق تو پر خون کنم
- شمارهٔ ۱۰۵۰ شب وصال میسّر نمیشود چه کنم
- شمارهٔ ۱۰۵۱ بی رخت صبر از این بیش ندارم چه کنم
- شمارهٔ ۱۰۵۲ من مسکین به جهان یار ندارم چه کنم
- شمارهٔ ۱۰۵۳ بگو که با غم هجران روی او چه کنم
- شمارهٔ ۱۰۵۴ بر سر کوی تو افغان چه کنم گر نکنم
- شمارهٔ ۱۰۵۵ بیا که بی رخ خوبت نظر به کس نکنم
- شمارهٔ ۱۰۵۶ با تو تا جان باشدم یاری کنم
- شمارهٔ ۱۰۵۷ با درد دلپذیر تو درمان چه میکنم
- شمارهٔ ۱۰۵۸ با دو چشمت عشقبازی میکنم
- شمارهٔ ۱۰۵۹ من چو بلبل نالههای صبحگاهی میکنم
- شمارهٔ ۱۰۶۰ گفتم که عهد یار جفاجوی بشکنم
- شمارهٔ ۱۰۶۱ پرسی ز من که چونی ای دوست بی تو چونم
- شمارهٔ ۱۰۶۲ در این جهان دل خود را شکسته میبینم
- شمارهٔ ۱۰۶۳ شدم به طرف گلستان که تا گلی چینم
- شمارهٔ ۱۰۶۴ نه بخت آنکه شبی با تو روبرو بنشینم
- شمارهٔ ۱۰۶۵ نه یاریی دهدم بخت تا رُخت بینم
- شمارهٔ ۱۰۶۶ نام تو قوّت دل و دینم
- شمارهٔ ۱۰۶۷ من دولت وصالش از بی نیاز خواهم
- شمارهٔ ۱۰۶۸ با درد عشقت درمان نخواهم
- شمارهٔ ۱۰۶۹ اگر، نه وصل تو باشد جهان نمیخواهم
- شمارهٔ ۱۰۷۰ شبت خوش باد همچون روز خرّم
- شمارهٔ ۱۰۷۱ دیگر هوای عشق تو در سر گرفتهایم
- شمارهٔ ۱۰۷۲ نگارا ز هجر تو دل خستهایم
- شمارهٔ ۱۰۷۳ چو لاله پر از خون دل خستهایم
- شمارهٔ ۱۰۷۴ شبهاست کز خیال رخ تو نخفتهایم
- شمارهٔ ۱۰۷۵ دور از تو دلبرا چه جفاها کشیدهایم
- شمارهٔ ۱۰۷۶ روی بنمای که پیشت به نیاز آمدهایم
- شمارهٔ ۱۰۷۷ دیده دیدن رویت ز خدا میطلبیم
- شمارهٔ ۱۰۷۸ قدر روز وصل تو نشناختیم
- شمارهٔ ۱۰۷۹ ما بی رخ تو دیده ز عالم بدوختیم
- شمارهٔ ۱۰۸۰ تا دیده و دل در سر زلفین تو بستیم
متن اشعار به نقل از گنجور.