پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۶

روی بنمای که پیشت به نیاز آمده‌ایم

در جهان جز غم تو از همه باز آمده‌ایم

طاق ابروی تو محراب دل و جان منست

زان به اخلاص دل آنجا به نیاز آمده‌ایم

قلب راه غم عشقم ز سر صدق و صفا

بر سر آتش هجران به گداز آمده‌ایم

گفتمش سرو صفت سوی من خسته خرام

گفت آهسته توان کز سر ناز آمده‌ایم

از جفا رفتم از این در بگشا بر رویم

از در مسکنت ای دوست چو باز آمده‌ایم

همه شب شمع صفت پیش رخت می‌سوزم

تا به روز از چه بگو بر سر گاز آمده‌ایم

سرو نازی به جهان بر قد تو می‌نازم

ناز کم کن، به درت چون به نیاز آمده‌ایم

گرچه گنجشک ضعیفم هوس عشقم نیست

به هوای سر کوی تو چو باز آمده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۸قدر روز وصل تو نشناختیم
  2. شمارهٔ ۱۰۷۹ما بی رخ تو دیده ز عالم بدوختیم
  3. شمارهٔ ۱۰۸۰تا دیده و دل در سر زلفین تو بستیم
  4. شمارهٔ ۱۰۸۱ - استقبال از حافظما تو را دلدار خود پنداشتیم
  5. شمارهٔ ۱۰۸۲از مادر دهر تا بزادیم
  6. شمارهٔ ۱۰۸۳در سر کوی غمت دل به جفا بنهادیم
  7. شمارهٔ ۱۰۸۴بسیار در فراق تو زنهارها زدیم
  8. شمارهٔ ۱۰۸۵در درد بمردیم و به درمان نرسیدیم
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.