پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۹

ما بی رخ تو دیده ز عالم بدوختیم

در آتش فراق جمالت بسوختیم

از جور روزگار و عزیزان بی وفا

چون یوسفی به دِرهم قلبی فروختیم

هر دم که یاد آن لب چون نوش کرده‌ایم

از چشمهٔ حیات چو آتش فروختیم

صد جامه در جهان ز غمت چاک کرده‌ایم

یک جامه از وصال تو هرگز ندوختیم

چون قلب دل تحمّل هجران تو نکرد

از پیش لشگر شب هجران گریختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۱ - استقبال از حافظما تو را دلدار خود پنداشتیم
  2. شمارهٔ ۱۰۸۲از مادر دهر تا بزادیم
  3. شمارهٔ ۱۰۸۳در سر کوی غمت دل به جفا بنهادیم
  4. شمارهٔ ۱۰۸۴بسیار در فراق تو زنهارها زدیم
  5. شمارهٔ ۱۰۸۵در درد بمردیم و به درمان نرسیدیم
  6. شمارهٔ ۱۰۸۶یاد باد آنکه عزیزان همه با هم بودیم
  7. شمارهٔ ۱۰۸۷بر در لطف تو نیاز آریم
  8. شمارهٔ ۱۰۸۸ما در دو جهان جز دلکی ریش نداریم
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.