پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۳

چو لاله پر از خون دل خسته‌ایم

چو سوسن به پیشت کمر بسته‌ایم

دو دیده چو نرگس گشاده مدام

بنفشه صفت پیش تو دسته‌ایم

چو گل با رخت شاد و خندان چو صبح

چو غنچه به هجران دهن بسته‌ایم

چو خال رخ دوست سودازده

چو زلفت نگارا دل اشکسته‌ایم

جدا از خور و خواب و دیده به راه

بتا ما به ابروت پیوسته‌ایم

تو تا همچو سرو از برم خاستی

به خاک ره ای دوست بنشسته‌ایم

جهان زان نمی‌یابد از غم خلاص

که خار جفایت به دل خسته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۵دور از تو دلبرا چه جفاها کشیده‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۰۷۶روی بنمای که پیشت به نیاز آمده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۰۷۷دیده دیدن رویت ز خدا می‌طلبیم
  4. شمارهٔ ۱۰۷۸قدر روز وصل تو نشناختیم
  5. شمارهٔ ۱۰۷۹ما بی رخ تو دیده ز عالم بدوختیم
  6. شمارهٔ ۱۰۸۰تا دیده و دل در سر زلفین تو بستیم
  7. شمارهٔ ۱۰۸۱ - استقبال از حافظما تو را دلدار خود پنداشتیم
  8. شمارهٔ ۱۰۸۲از مادر دهر تا بزادیم
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.