پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۹

من چو بلبل ناله‌های صبحگاهی می‌کنم

وز سرشک دیده از گل عذرخواهی می‌کنم

از خیال ماه رویت دلبرا دانی که من

غوص در دریای مهرت همچو ماهی می‌کنم

گرچه از بار گنه در بحر غم مستغرقم

لیکن ای دل تکیه بر لطف الهی می‌کنم

صبحگاهان چون به درگاهش کنم عرض گناه

روی خود گلگون ز اشک و چهره کاهی می‌کنم

گرچه درویشم به کنج عافیت از گنج فقر

بر سر تخت قناعت پادشاهی می‌کنم

عذر بدبختی چه خواهم بی‌تکلّف مجرمم

زآنکه در راه وفا بی‌رسم و راهی می‌کنم

بی‌نیازا بین نیازم را و عذرم درپذیر

چون در این حضرت دعای صبحگاهی می‌کنم

شرح دردی می‌نویسم مطلق از خون جگر

گرچه کلکم را ز دیده در سیاهی می‌کنم

گفتم ای دل تا به کی در خون جان ما شوی

گفت آری از جهان ترک مناهی می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۱پرسی ز من که چونی ای دوست بی تو چونم
  2. شمارهٔ ۱۰۶۲در این جهان دل خود را شکسته می‌بینم
  3. شمارهٔ ۱۰۶۳شدم به طرف گلستان که تا گلی چینم
  4. شمارهٔ ۱۰۶۴نه بخت آنکه شبی با تو روبرو بنشینم
  5. شمارهٔ ۱۰۶۵نه یاریی دهدم بخت تا رُخت بینم
  6. شمارهٔ ۱۰۶۶نام تو قوّت دل و دینم
  7. شمارهٔ ۱۰۶۷من دولت وصالش از بی نیاز خواهم
  8. شمارهٔ ۱۰۶۸با درد عشقت درمان نخواهم
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.