پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی

غزلیات

۸۶۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۲۱ گرچه سودای تو یک عمر به سر داشته‌ام
  2. شمارهٔ ۷۲۲ در زمین دل خود تخم رضا کاشته ام
  3. شمارهٔ ۷۲۳ فانوس شمع خلوت دیدار گشته ام
  4. شمارهٔ ۷۲۴ در دل از مستی فغان گم کرده ام
  5. شمارهٔ ۷۲۵ لاله داغم ز گلزار جگر جوشیده‌ام
  6. شمارهٔ ۷۲۶ مشغول یاد اوست دل پاره پاره ام
  7. شمارهٔ ۷۲۷ لب تر نکرده از می هستی پیاله ام
  8. شمارهٔ ۷۲۸ بس که خود را بسته دام بلا می‌خواستم
  9. شمارهٔ ۷۲۹ ز یادش بس که هشیارم به خون خویشتن مستم
  10. شمارهٔ ۷۳۰ اگر عاقل اگر دیوانه مستم
  11. شمارهٔ ۷۳۱ ز شور عشق هرگز تلخ از شیرین ندانستم
  12. شمارهٔ ۷۳۲ گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم
  13. شمارهٔ ۷۳۳ آتش از آن گرمی نگاه گرفتم
  14. شمارهٔ ۷۳۴ خراب آباد بودم عشق را معمار خود کردم
  15. شمارهٔ ۷۳۵ با لبش همزبانیی کردم
  16. شمارهٔ ۷۳۶ دلی به خاک ره انتظار می بندم
  17. شمارهٔ ۷۳۷ نظر گشودم و سر منزل تو را دیدم
  18. شمارهٔ ۷۳۸ به کویش در لباس بوالهوس بسیار گردیدم
  19. شمارهٔ ۷۳۹ نگران که بود رشک به حسرت دارم
  20. شمارهٔ ۷۴۰ غمی رنگین تر از گلزار دارم
  21. شمارهٔ ۷۴۱ پیاله بر کف و چشم تو در نظر دارم
  22. شمارهٔ ۷۴۲ نگه در دیده مانند گلی در دام خس دارم
  23. شمارهٔ ۷۴۳ خصم را زخمی شمشیر تحمل دارم
  24. شمارهٔ ۷۴۴ دلم گداخت سر ساغر گران دارم
  25. شمارهٔ ۷۴۵ سر و برگ هر شمع یا گل ندارم
  26. شمارهٔ ۷۴۶ دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم
  27. شمارهٔ ۷۴۷ نمی گنجد به محشر فوج عصیانی که من دارم
  28. شمارهٔ ۷۴۸ اگر شادم از غم رهایی ندارم
  29. شمارهٔ ۷۴۹ ز خون دیده و لخت جگر رنگین شبی دارم
  30. شمارهٔ ۷۵۰ دل پر حسرتی دارم غم کم فرصتی دارم
  31. شمارهٔ ۷۵۱ نیم دیوانه تنها با محبت همسری دارم
  32. شمارهٔ ۷۵۲ سراپا یکدلم درد تمنای کسی دارم
  33. شمارهٔ ۷۵۳ ستمکش چون دل خس پاره آتش دلی دارم
  34. شمارهٔ ۷۵۴ درد و داغ نهانیی دارم
  35. شمارهٔ ۷۵۵ بود روزی که پا ز این گل برآرم
  36. شمارهٔ ۷۵۶ حرفی از شعله خویت به زبان می آرم
  37. شمارهٔ ۷۵۷ گل داغم از رنگ و بو می گریزم
  38. شمارهٔ ۷۵۸ منم که نشئه می از خمار نشناسم
  39. شمارهٔ ۷۵۹ کاروان اشکم از اقلیم حیرت می رسم
  40. شمارهٔ ۷۶۰ خوار عشقم به اعتبار قسم
  41. شمارهٔ ۷۶۱ هوای خلد ندارم به کوی یار قسم
  42. شمارهٔ ۷۶۲ ز دست دل گهی در آتش و گه در چمن باشم
  43. شمارهٔ ۷۶۳ خوش آن نفس که غباری ز خاک کوی تو باشم
  44. شمارهٔ ۷۶۴ در نظر نقش و نگارت می کشم
  45. شمارهٔ ۷۶۵ تفسیر خموشی شده گویایی عشقم
  46. شمارهٔ ۷۶۶ حدیث لعل تو را گرچه مختصر دانم
  47. شمارهٔ ۷۶۷ ز چشم تر نمی‌آید تماشایی که من دانم
  48. شمارهٔ ۷۶۸ اگر بیهوده گردم شهر از صحرا نمی دانم
  49. شمارهٔ ۷۶۹ کو جنون تا از می وارستگی ساغر زنم
  50. شمارهٔ ۷۷۰ صلحم نساخت با تو در جنگ می زنم
  51. شمارهٔ ۷۷۱ مستم پیاله بر سر افسانه می زنم
  52. شمارهٔ ۷۷۲ صد زبان گر بهر عذر مدعا پیدا کنم
  53. شمارهٔ ۷۷۳ کو جنون کز سنگ طفلان خانه‌ای پیدا کنم
  54. شمارهٔ ۷۷۴ کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنم
  55. شمارهٔ ۷۷۵ از صبر من آزرده شد تا چند آزارش کنم
  56. شمارهٔ ۷۷۶ کو جنون کز می سودا قدحی نوش کنم
  57. شمارهٔ ۷۷۷ آن را که من زمال جهان محتشم کنم
  58. شمارهٔ ۷۷۸ یاد چشمی را به افسون رام الفت می‌کنم
  59. شمارهٔ ۷۷۹ گاه با مجنون و گاهی با صبا سر می کنم
  60. شمارهٔ ۷۸۰ روزگاری شد که با عشق آشنایی می‌کنم

متن اشعار به نقل از گنجور.