پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۲

گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم

می سپردم جان و صد منت به جان می داشتم

اینقدر تأثیر می بوده است عشق پاک را

کافرم گر لطف او برخود گمان می داشتم

گر ز حیرت مهر خاموشی نبودی بر لبم

می زدم آتش به عالم تا زبان می داشتم

ز آستانش پاک می گردد غبار غم اسیر

گر در آن کو اختیار پاسبان می داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۴خراب آباد بودم عشق را معمار خود کردم
  2. شمارهٔ ۷۳۵با لبش همزبانیی کردم
  3. شمارهٔ ۷۳۶دلی به خاک ره انتظار می بندم
  4. شمارهٔ ۷۳۷نظر گشودم و سر منزل تو را دیدم
  5. شمارهٔ ۷۳۸به کویش در لباس بوالهوس بسیار گردیدم
  6. شمارهٔ ۷۳۹نگران که بود رشک به حسرت دارم
  7. شمارهٔ ۷۴۰غمی رنگین تر از گلزار دارم
  8. شمارهٔ ۷۴۱پیاله بر کف و چشم تو در نظر دارم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.