پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۳

آتش از آن گرمی نگاه گرفتم

تا عرق فتنه ای ز آه گرفتم

سوخت سراپای ما ز آتش پنهان

بسکه چو مژگان به گریه راه گرفتم

رنگ تپیدن نداشت خون شهیدان

دامن پاک تو را گواه گرفتم

چشم ودل ما بس است جلوه گه او

گل به در دیر و خانقاه گرفتم

بسکه تپیدم به زیرپای سمندش

خون خود از خاک صیدگاه گرفتم

بر سر راهش اسیر بسکه نشستم

کام دل و دیده از نگاه گرفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۵با لبش همزبانیی کردم
  2. شمارهٔ ۷۳۶دلی به خاک ره انتظار می بندم
  3. شمارهٔ ۷۳۷نظر گشودم و سر منزل تو را دیدم
  4. شمارهٔ ۷۳۸به کویش در لباس بوالهوس بسیار گردیدم
  5. شمارهٔ ۷۳۹نگران که بود رشک به حسرت دارم
  6. شمارهٔ ۷۴۰غمی رنگین تر از گلزار دارم
  7. شمارهٔ ۷۴۱پیاله بر کف و چشم تو در نظر دارم
  8. شمارهٔ ۷۴۲نگه در دیده مانند گلی در دام خس دارم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.