پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۱

ز شور عشق هرگز تلخ از شیرین ندانستم

دل آسوده را از خاطر غمگین ندانستم

دمی با خواب راحت دیده من آشنا گردید

که چون جوهر به غیر تیغ او بالین ندانستم

مرا آیینه دل خضر راه سینه صافی شد

که هرگز در محبت جبهه پر چین ندانستم

نکردم فرق زخم تیغ و مرهم در گرفتاری

ز فیض ساده لوحی مهر را از کین ندانستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۳آتش از آن گرمی نگاه گرفتم
  2. شمارهٔ ۷۳۴خراب آباد بودم عشق را معمار خود کردم
  3. شمارهٔ ۷۳۵با لبش همزبانیی کردم
  4. شمارهٔ ۷۳۶دلی به خاک ره انتظار می بندم
  5. شمارهٔ ۷۳۷نظر گشودم و سر منزل تو را دیدم
  6. شمارهٔ ۷۳۸به کویش در لباس بوالهوس بسیار گردیدم
  7. شمارهٔ ۷۳۹نگران که بود رشک به حسرت دارم
  8. شمارهٔ ۷۴۰غمی رنگین تر از گلزار دارم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.