پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۰

اگر عاقل اگر دیوانه مستم

اگر بلبل اگر پروانه مستم

دماغ خنده عیشم رساتر

زجام گریه مستانه مستم

شراب بیخودی ساغر ندارد

همینم بس که بی پیمانه مستم

گل بی شیشه و پیمانه شوخی

دل بی ساقی و میخانه مستم

اسیرم بیدلم عاشق تماشا

به یاد جلوه مستانه مستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۲گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم
  2. شمارهٔ ۷۳۳آتش از آن گرمی نگاه گرفتم
  3. شمارهٔ ۷۳۴خراب آباد بودم عشق را معمار خود کردم
  4. شمارهٔ ۷۳۵با لبش همزبانیی کردم
  5. شمارهٔ ۷۳۶دلی به خاک ره انتظار می بندم
  6. شمارهٔ ۷۳۷نظر گشودم و سر منزل تو را دیدم
  7. شمارهٔ ۷۳۸به کویش در لباس بوالهوس بسیار گردیدم
  8. شمارهٔ ۷۳۹نگران که بود رشک به حسرت دارم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.