پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۹

ز یادش بس که هشیارم به خون خویشتن مستم

نمی‌دانم کجا می می‌خورد دیگر که من مستم

وجودم را عدم پیمانه تکلیف می‌بخشد

اگر در پیرهن مخمور باشم در کفن مستم

مده پیمانه با پیمانه محشر چه خواهی کرد

تغافل‌پیشه وقتی می‌شوی آگه که من مستم

به یاد جلوه‌ای از شوق رویی باغ‌ها دارم

به پای سرو در رقصم به بوی یاسمن مستم

سر هر مو چراغان خیالم تردماغی بین

نیم پروانه اما از شراب سوختن مستم

گلستان کرده‌ام جان را چراغان کرده‌ام دل را

نگنجد بلبل و پروانه در جایی که من مستم

ره سودای زلفش منزل آسودگی دارد

به بوی نافه سر کردم سراغی در ختن مستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۱ز شور عشق هرگز تلخ از شیرین ندانستم
  2. شمارهٔ ۷۳۲گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم
  3. شمارهٔ ۷۳۳آتش از آن گرمی نگاه گرفتم
  4. شمارهٔ ۷۳۴خراب آباد بودم عشق را معمار خود کردم
  5. شمارهٔ ۷۳۵با لبش همزبانیی کردم
  6. شمارهٔ ۷۳۶دلی به خاک ره انتظار می بندم
  7. شمارهٔ ۷۳۷نظر گشودم و سر منزل تو را دیدم
  8. شمارهٔ ۷۳۸به کویش در لباس بوالهوس بسیار گردیدم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.