پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۳

کو جنون کز سنگ طفلان خانه‌ای پیدا کنم

خواب راحت چون شرر در بستر خارا کنم

می‌روم تا از غبار خاطر و سیلاب اشک

خنده بر سامان دشت و مایه دریا کنم

آرزو دارم که از اعجاز بخت واژگون

او نماید لطف و من دانسته استغنا کنم

گر نمانده باده مستی غم ساقی کجاست

آن نیم کز بهر جامی ترک این سودا کنم

بهر بلبل منع گلبن می کنم از پای سرو

گر چو قمری با گرفتاری سری پیدا کنم

کی گشاید گوشه چشمی به سوی من اسیر

گر چو بی مهری به چشم اختر خود جا کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۵از صبر من آزرده شد تا چند آزارش کنم
  2. شمارهٔ ۷۷۶کو جنون کز می سودا قدحی نوش کنم
  3. شمارهٔ ۷۷۷آن را که من زمال جهان محتشم کنم
  4. شمارهٔ ۷۷۸یاد چشمی را به افسون رام الفت می‌کنم
  5. شمارهٔ ۷۷۹گاه با مجنون و گاهی با صبا سر می کنم
  6. شمارهٔ ۷۸۰روزگاری شد که با عشق آشنایی می‌کنم
  7. شمارهٔ ۷۸۱ز دودمان دل و دیده یادگار منم
  8. شمارهٔ ۷۸۲چه سرخوشم که ندانم دل و کباب از هم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.