پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۶

کو جنون کز می سودا قدحی نوش کنم

عقل را بیخود از این نشئه سرجوش کنم

هر نفس تا نکشم خجلت اظهار دگر

حرف او گویم و دانسته فراموش کنم

گرنه سیلی خور غیرت شوم از وصف کسی

انجمن را چو قدح یک لب خاموش کنم

با گل زخم تو در باغ نمانم که مباد

غنچه را زخمی خمیازه آغوش کنم

ای خوش آن دولت سرشار که از صید اسیر

حلقه ای از خم فتراک تو در گوش کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۸یاد چشمی را به افسون رام الفت می‌کنم
  2. شمارهٔ ۷۷۹گاه با مجنون و گاهی با صبا سر می کنم
  3. شمارهٔ ۷۸۰روزگاری شد که با عشق آشنایی می‌کنم
  4. شمارهٔ ۷۸۱ز دودمان دل و دیده یادگار منم
  5. شمارهٔ ۷۸۲چه سرخوشم که ندانم دل و کباب از هم
  6. شمارهٔ ۷۸۳دشمن و دوست بگو با هم در ساخته ایم
  7. شمارهٔ ۷۸۴پیمان توبه در صف مستان شکسته ایم
  8. شمارهٔ ۷۸۵با خون دل غبار خطش را سرشته ایم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.