پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۲

صد زبان گر بهر عذر مدعا پیدا کنم

مدعایی را که نشناسم کجا پیدا کنم

می کنم پیوند با بیداد و خویشی با ستم

در دلت شاید به این تقریر جا پیدا کنم

در محبت خضر راهم گشته بخت واژگون

خویش را گم می کنم باشد تو را پیدا کنم

آشناییهای رسمی را ثمر بیگانگی است

می شوم بیگانه شاید آشنا پیدا کنم

همتم دست طلب را بشکند در آستین

گر ید بیضا به تأثیر دعا پیدا کنم

در سرکویش به مژگان خاک می روبم ا سیر

تا چو مهر آیینه از آن نقش پا پیدا کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۴کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنم
  2. شمارهٔ ۷۷۵از صبر من آزرده شد تا چند آزارش کنم
  3. شمارهٔ ۷۷۶کو جنون کز می سودا قدحی نوش کنم
  4. شمارهٔ ۷۷۷آن را که من زمال جهان محتشم کنم
  5. شمارهٔ ۷۷۸یاد چشمی را به افسون رام الفت می‌کنم
  6. شمارهٔ ۷۷۹گاه با مجنون و گاهی با صبا سر می کنم
  7. شمارهٔ ۷۸۰روزگاری شد که با عشق آشنایی می‌کنم
  8. شمارهٔ ۷۸۱ز دودمان دل و دیده یادگار منم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.