پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۴

درد و داغ نهانیی دارم

منصب پاسبانیی دارم

جان خود را عزیز می دارم

چه کنم یار جانیی دارم

گر خموشی رسد به فریادم

نیت همزبانیی دارم

خاک بر سر چرا نیفشانم

که همین جانفشانیی دارم

خون دل می خورم اسیر کجاست

باده ارغوانیی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۶حرفی از شعله خویت به زبان می آرم
  2. شمارهٔ ۷۵۷گل داغم از رنگ و بو می گریزم
  3. شمارهٔ ۷۵۸منم که نشئه می از خمار نشناسم
  4. شمارهٔ ۷۵۹کاروان اشکم از اقلیم حیرت می رسم
  5. شمارهٔ ۷۶۰خوار عشقم به اعتبار قسم
  6. شمارهٔ ۷۶۱هوای خلد ندارم به کوی یار قسم
  7. شمارهٔ ۷۶۲ز دست دل گهی در آتش و گه در چمن باشم
  8. شمارهٔ ۷۶۳خوش آن نفس که غباری ز خاک کوی تو باشم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.