پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۸

منم که نشئه می از خمار نشناسم

منم که جوش خزان از بهار نشناسم

چنان فریفته شوقم به راه وعده او

که سر ز پا و دل از انتظار نشناسم

نهاده ام سر آسودگی به پای گلی

که غنچه را ز چراغ مزار نشناسم

ز شرم جلوه شوخ تو نوبهار گداخت

عجب مدار که گل را ز خار نشناسم

به عالمی ندهم مصرعی اسیر نیم

که قیمت سخن آبدار نشناسم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۰خوار عشقم به اعتبار قسم
  2. شمارهٔ ۷۶۱هوای خلد ندارم به کوی یار قسم
  3. شمارهٔ ۷۶۲ز دست دل گهی در آتش و گه در چمن باشم
  4. شمارهٔ ۷۶۳خوش آن نفس که غباری ز خاک کوی تو باشم
  5. شمارهٔ ۷۶۴در نظر نقش و نگارت می کشم
  6. شمارهٔ ۷۶۵تفسیر خموشی شده گویایی عشقم
  7. شمارهٔ ۷۶۶حدیث لعل تو را گرچه مختصر دانم
  8. شمارهٔ ۷۶۷ز چشم تر نمی‌آید تماشایی که من دانم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.