پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۳

خوش آن نفس که غباری ز خاک کوی تو باشم

چو بوی گل همه پرواز جستجوی تو باشم

حدیث ناله چه پرسی سراغ گریه چه گیری

در آرزوی تو باشم در آرزوی تو باشم

به گلشنم چه تماشا به گلخنم چه تمنا

اسیر روی تو گردم شهید خوی تو باشم

ز شرم حسن به جوش آمده است خون محبت

گهر فروش دو عالم ز آبروی تو باشم

چه می کنم چمن گل چه می کنم خط سنبل

فدای روی تو گردم اسیر موی تو باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۵تفسیر خموشی شده گویایی عشقم
  2. شمارهٔ ۷۶۶حدیث لعل تو را گرچه مختصر دانم
  3. شمارهٔ ۷۶۷ز چشم تر نمی‌آید تماشایی که من دانم
  4. شمارهٔ ۷۶۸اگر بیهوده گردم شهر از صحرا نمی دانم
  5. شمارهٔ ۷۶۹کو جنون تا از می وارستگی ساغر زنم
  6. شمارهٔ ۷۷۰صلحم نساخت با تو در جنگ می زنم
  7. شمارهٔ ۷۷۱مستم پیاله بر سر افسانه می زنم
  8. شمارهٔ ۷۷۲صد زبان گر بهر عذر مدعا پیدا کنم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.