پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۰

صلحم نساخت با تو در جنگ می زنم

یک شیشه خانه حوصله بر سنگ می زنم

گلهای رازگوش برآواز بلبلند

خاموشیم رساست بر آهنگ می زنم

عکس تو نازپرور و چشم زمانه شور

هر دم به رنگی آینه در سنگ می زنم

از بسکه رشک قافله ام پایمال کرد

منزل اگر شوم ره فرسنگ می زنم

مستم اسیر از آن سرکویم چه می بری

از خاک راه تکیه بر اورنگ می زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۲صد زبان گر بهر عذر مدعا پیدا کنم
  2. شمارهٔ ۷۷۳کو جنون کز سنگ طفلان خانه‌ای پیدا کنم
  3. شمارهٔ ۷۷۴کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنم
  4. شمارهٔ ۷۷۵از صبر من آزرده شد تا چند آزارش کنم
  5. شمارهٔ ۷۷۶کو جنون کز می سودا قدحی نوش کنم
  6. شمارهٔ ۷۷۷آن را که من زمال جهان محتشم کنم
  7. شمارهٔ ۷۷۸یاد چشمی را به افسون رام الفت می‌کنم
  8. شمارهٔ ۷۷۹گاه با مجنون و گاهی با صبا سر می کنم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.