پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۵

تفسیر خموشی شده گویایی عشقم

شرمنده احسان شکیبایی عشقم

نشناخته ام جلوه او را زخیالش

چون دیده نظر کرده بینایی عشقم

از غنچه رازم گل اظهار توان چید

دل ساخته لب تشنه رسوایی عشقم

عمری است که حیرانم و از شرم نگاهت

نشمرده کس از خیل تماشایی عشقم

تا چند اسیر تو چه پروانه شود داغ

از گرمی هنگامه تنهایی عشقم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۷ز چشم تر نمی‌آید تماشایی که من دانم
  2. شمارهٔ ۷۶۸اگر بیهوده گردم شهر از صحرا نمی دانم
  3. شمارهٔ ۷۶۹کو جنون تا از می وارستگی ساغر زنم
  4. شمارهٔ ۷۷۰صلحم نساخت با تو در جنگ می زنم
  5. شمارهٔ ۷۷۱مستم پیاله بر سر افسانه می زنم
  6. شمارهٔ ۷۷۲صد زبان گر بهر عذر مدعا پیدا کنم
  7. شمارهٔ ۷۷۳کو جنون کز سنگ طفلان خانه‌ای پیدا کنم
  8. شمارهٔ ۷۷۴کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.