پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۷

گل داغم از رنگ و بو می گریزم

چو نومیدی از آرزو می گریزم

گریزانش از خویش کی می توان دید

چو می بینمش پیش از او می گریزم

گلستان بی آبرو غرق خون باد

من از حسن اظهار جو می گریزم

به بیگانه ای کرده ام آشنایی

که از خود ز سودای او می گریزم

اسیرم دماغ شکایت ندارم

چو دل سرکند گفتگو می گریزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۹کاروان اشکم از اقلیم حیرت می رسم
  2. شمارهٔ ۷۶۰خوار عشقم به اعتبار قسم
  3. شمارهٔ ۷۶۱هوای خلد ندارم به کوی یار قسم
  4. شمارهٔ ۷۶۲ز دست دل گهی در آتش و گه در چمن باشم
  5. شمارهٔ ۷۶۳خوش آن نفس که غباری ز خاک کوی تو باشم
  6. شمارهٔ ۷۶۴در نظر نقش و نگارت می کشم
  7. شمارهٔ ۷۶۵تفسیر خموشی شده گویایی عشقم
  8. شمارهٔ ۷۶۶حدیث لعل تو را گرچه مختصر دانم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.