پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۶

حرفی از شعله خویت به زبان می آرم

شمع را همچو نی امشب به فغان می آرم

غیرتم بین که ز تأثیر محبت هر دم

تا نبردم دلت از دیده نهان می آرم

گریه گرم و رخ زرد نظر کن که چو شمع

چمن شعله به گلگشت خزان می آرم

فهم آن بیهده گویی نکنم هرگز اسیر

اینقدر هست که حرفی به زبان می آرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۸منم که نشئه می از خمار نشناسم
  2. شمارهٔ ۷۵۹کاروان اشکم از اقلیم حیرت می رسم
  3. شمارهٔ ۷۶۰خوار عشقم به اعتبار قسم
  4. شمارهٔ ۷۶۱هوای خلد ندارم به کوی یار قسم
  5. شمارهٔ ۷۶۲ز دست دل گهی در آتش و گه در چمن باشم
  6. شمارهٔ ۷۶۳خوش آن نفس که غباری ز خاک کوی تو باشم
  7. شمارهٔ ۷۶۴در نظر نقش و نگارت می کشم
  8. شمارهٔ ۷۶۵تفسیر خموشی شده گویایی عشقم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.